قبلنا میگفتم اگه تورو با غریبه ببینم دنیا رو به آتیش میکشم ولی حالا واسه پیدا کردنت یه چوب کبریتم برات هدر نمیدم... مختصری پیرامون حافظ : شعـر حـافظ دیـوان حافظ : حاوی 500 غـزل، 42 رباعـی، و تعـداد نامحـدودی قـصیده است کـه در عـرض مدت 50 سال سروده شده است. حافظ هـر آن گـاه که حـالتی روحـانی به او دست می داد، به سرودن شعـر می پرداخت و به هـمین عـلت گاه در طول یک سال بیشتر از 10 غـزل نمی سرود. قصد و نیت او سرودن اشعـاری بود که خداوند از دستـش راضـی باشد. تدوین و جمع آوری دیوان حافظ؛ حافظ خود هـیچـگاه به فـکـر تدوین و جـمع آوری اشعار خـود نبود. دیوان او برای نخستین بار در سال 789 هـجری شمسی بوسیله محـمد گـل اندام، 22 سال بعـد از وفات حافظ گـردآوری شد. وفات حافظ حافظ به سال 791 در سن 69 سالگـی در شیراز درگـذشت. جسد او را در باغ مصلی، در کـنار نهـر رکن آباد شیراز به خـاک سپـردند، محـلی که امروزه به نام حافظیه خـوانده می شود. روحـانیون مـتعـصب و قـشری زمان او اجازه ندادند که حافظ را به آئین اسلام کـفن و دفـن کـنند، ولی حـمایت توده مردم از شاعـر محـبوبشان باعـث تـنش و ناآرامی در شیراز شد. چاره اندیـشیدند، که برای حـل مـشکـل به دیوان حافظ تـفاًل زنـند، که نـتیجه آن این بیت شد :
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▓▓▓▓▒▒▒▓▓▓▓▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▒▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▒▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▓▓▓▒▒▒▓▓▓▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓▓
▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓
▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓
![]()
![]()
پسران/دختران در ۶ ماه اول
دوستی
۱ـ نمی دونم چرا تو رو یه جور دیگه دوست دارم٬
هیچوقت چنین احساسی نداشتم.
۲ـ من روراست و
صادقم.
۳ـ تو همونی هستی که من دنبالش می
گشتم.
۴ـ بدون تو
میمیرم.
۵ـ من با بقیه فرق
دارم.
۶ـ من فقط با تو چت می
کنم.
۷ـ تو تمام زندگی
منی.
۸ـ تو معنی عشق رو به من فهموندی.
۹ـ هیچوقت به من نگو
خداحافظ .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پسران/دختران در ۶ ماه دوم دوستی
۱ـ دوست داشتن تنها که
کافی نیست.
۲ـ من که نمیتونم همه چیزو بهت بگم٬ توقع زیادی
داری.
۳ـ شما پسرا/دخترا همتون یه
مدلین.
۴ـ فکر میکنم زیادی احساسی
برخورد کردم.
۵ـ منم یه مردم/زنم٬مثل بقیه
مردا/زنا
۶ـ چت تبادل نظره٬ تو بدبین شدی٬ مگه اشکالی
داره!
۷ـ تمام زندگی که در تو خلاصه نمیشه٬ تو فقط بخشی
از زندگی منی.

۸ـ آدم به خیلی چیزا میتونه عشق بورزه.
۹ـ دوران خوبی رو باهات داشتم٬ فراموشت نمی کنم٬ خوشبخت بشی٬ خداحافظ .
*مطالب بالا اگرچه تا حدَی درست است ولی مطلق نیست و ممکن است در مورد دختران
و پسران٬ بنا بر احساسات و شخصیَت ها و طرز فکرهای گوناگون ٬ متفاوت باشد
زیبا باشید
![]()
محـل تولد : شیراز
نام در زمان تولد : شمس الدین محـمد
تخـلص : حـافـظ
نام پـدر : بـها الدین
تعـداد برادر : 2 برادر بزرگـتر از خـود
تعـداد فرزند : یک
تاًهـل : حافظ در دهـهً سوم عـمرش با یار و معـشوقه اش " شاخ نـبات " ازدواج کرد.
حوادث مهـم زندگـی حافظ :بـیست و یک سالگی : به هـنگام تحـویل نان در محـلهً اعـیان شیراز با دخـتری زیـبا رو به نام " شاخ نـبات " آشنا شد. تعـدادی از شعـرهـایش نیز خـطاب به اوست. برای آن که به وصال محـبوب خـود برسد، چـهـل شبانه روز بر مزار باباکـوهـی شب زنده داری کـرد تا به خـواسته اش دست یابد.
بـیست تا سی سالگـی : در دربار شاه ابواسحـاق ایـنجو حـضور یافت و آوازه شهـرتـش شیـراز را فرا گـرفت. اینجو که خـود اهـل ذوق و شعـر بود، مـقام حافظ را بس گرامی داشت و حافظ نیز او را به مدح گـفت. مشخـصهً شعـر حافظ در این دوره رمانیتم است. امیر مبارزالدین محـمد با شکـست ابواسحـاق به قدرت رسید و حافظ را از مقام و منـصبـش برکـنار و از تدریس عـلوم قـرآنی نیز محـروم کـرد. در این دوره حافظ به سرودن اشعـار اعـتراض آمیز سیاسی روی آورد.
سی و هـشت سالگـی : شاه شجاع پـسر مبارزالدین محـمد، پدرش را خـلع کـرد و دوباره حافظ را به مقام و مرتـبت پـیشین خـود بازگـرداند. حافظ کـه از تجـربهً روزگار عـبرت گـرفته بود، به سرودن اشعـار روحـانی و اخـلاقی روی آورد.
اوایل 40 سالگـی : حـافظ عـلیرغـم مقام و جایگـاهـش در دربار شاه شجـاع از حق گـویی و انصاف بدور نبود و بدلیل صراحت و حق طلبی گاه به دردسر می افـتاد.
چـهـل و هـشت سالگـی : حافظ برای حـفظ جان و امـنیت شیراز را ترک گـفت، و به اصـفهـان نـقـل مکـان کرد. در شعـرهـای این دوره، دلتـنگی و ناراحـتی حـافظ از دوری از شاخ نـبات و شهـر شیراز و عـطار شیرازی منعـکـس شده است.
پـنجاه و دو سالگـی : حافظ به دعـوت شاه شـجاع به تـبعـید خـود خـواسته پایان داد و به شـیراز بازگـشت و دوباره مقام و رتـبهً پـیشین خـود را در مراکـز عـلـوم دیـنی بازیافت.
شـصت سالگـی : برای آنکـه به خـدای خـود نـزدیکـتر شود، چـهـل شبانه روز به زاری و تضرع پـرداخت؛ و صبح روز چـهـلم به محـضر عـطار شیرازی رفت و با نوشیدن جامی از دست او به مراد خـود رسید.
حالا از ته دلت نیت كن و روی لینک زیر كلیك كن
اگر دوست داشتی جوابتو بهمون بگو تو نظرات 
<<<گرفتن فال>>>![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
